ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

اندر وصف تیاتر

آموزش تئاتر به کودکان  مینو میرشاه ولد: اگر برای پیوند دو واژه "تئاتر" و "کودکان" سه محور قائل باشیم که همانا "تئاتر برای کودکان"‌، "تئاتر با کودکان" و "تئاتر درباره کودکان" است، نوشتار حاضر دومین نوع ارتباط را مد‌نظر دارد و مسئله آن نگاه کوتاهی به چیستی، چرایی و چگونگی این نوع از پیوند است. آموزش از طریق تئاتر تئاتر، تقلید یا نمایشی از زندگی است که برای سایرین اجرا می‌شود و در هر فرهنگ و هر دوره‌ای نیز وجود داشته و دارد. گرچه غالبا به دنیای خیالی و قراردادی تئاتر به دیده یک سرگرمی صرف می‌نگرند، اما این ابزار یکی از اولین راه‌هایی است که کودکان به واسطه آن درباره زندگی، اعمال و نتایج رفتارها...
11 ارديبهشت 1392

در آستانه روز مادر

  مطلبی ناب برای همه ما مادرها . . . . آن‌روزهایی که فهمیدم قرارست مادر بشوم، هیچ نمی‌دانستم که چه بر من خواهد گذشت. توی خیالم همان نوزاد ظریف و نحیف دست و پا بلوری پوسترها را تصور می‌کردم و از فکر بوییدنش لذت می‌بردم. گاهی هم گیج میشدم که چطور من بزرگش خواهم کرد یا دوستش خواهم داشت، برایش بی خوابی خواهم کشید و از خودم خواهم گذشت، من که نمیشناختمش، ندیده بودمش. آیا زنان به صرف توانایی بارداری و وضع حمل، مادرانی قابل تقدیر می شوند یا عوامل دیگری نیز در این میان دخیل است؟ آیا فقط در زندگی فرزندانشان نقش دارند یا اینکه قادر به تحول در زندگی آنها هستند؟ و آیا تغییرات را صرفاً در زندگی فرزندا...
10 ارديبهشت 1392

همچنین در آستانه ی روز زن

          به مناسبت هشتم اردیبهشت ماه تولد سیمین بانوی قصه‌ها (سیمین دانشور) بخشی از فصل شانزدهم کتاب سووشون   «كاش دنيا دست زن‌ها بود. زن‌ها كه زاييده‌اند يعني خلق كرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را مي‌دانند. قدر تحمل و حوصله و يكنواختي و براي خود هيچ كاري نتوانستن را. شايد مردها چون هيچ وقت عملاً خالق نبوده‌اند، آن‌قدر خود را به آب و آتش مي‌زنند تا چيزي بيافرينند. اگر دنيا دست زن‌ها بود، جنگ كجا بود؟» ...
8 ارديبهشت 1392

یک جنبه مثبت و خوب یا بد زندگی

  اینم واقعیتی هست دخترم عزیزم این یک واقعیت هست که در این جامعه امروزی و در این کشور در حال حاظر تبعیض قائل شدن و تفاوت ایجاد کردن بر حسب مادیات  اصل شده که شاید خیلی ها از جمله امثال بنده حقیر زیر بار این شرایط نرویم اما جنبه دیگر قضیه این است که آدم از هر دستی بگیره از همون دست پس میده   وقتی چیزی رو به رُخ بکشی و فکر کنی  خودت یا بچه ات یا همسرت و در کل  خانواده ات  تافته جدا بافته ای حتما و صد البته که بالاخره جایی یکی دیگه تورو میچرزونه اونم اساسی   به قول پدرم : سرت و بنداز پایین و کاری به کار بقیه و زندگیشون نداشته باش و فقط خودت باش..خوب هارو  ازشون یاد بگیر اما پای...
31 فروردين 1392

فعالیت های تو

  دخُی جونم امروز آخرین روز فرودین هستیم و سه سال و شانزده روز از روز به تولد آمدنت گذشته    شرایط تو در این روزها  خوبه روزگار میگذره . . . خدا رو شکر که روزگارمان در صحت و سلامتی هست که بزرگترین نعمت خداست   گاهی از چیزهایی دلم میگیره اما به فکر این میوفتم که همه خانواده ام و مخصوصا تو در کمال سلامتید خدا رو بارها شکر میکنم عزیز دلم سال گذاشته که اصلا مریض نشدی و فقط در حد 1 دو روز که فروردین 91 بود و پاییز همون سال بود  ..وقتی بردیم تورو دکتر . بهمون گفت ب: بابت تغییر فصل هست . و اطمینان  داد چیز مهمی نیست زمستان هم به خیر گذشت و اصلا سرماخورردگی نداشتی که مطمئنما ...
31 فروردين 1392

عید 92 و ماجراهایش

  دُخی جونم ..ترمه گلی عزیزم  در ایام عید ،چند روزی رفتیم سفر . . .     به من که خوش گذشت و به تو هم خدا میدونه چه کارها میکردی که من و پدرت حیرون می شدیم انگار که صدتا بچه هر روز با تو همبازی بودند و تو هم به خوبی میدونستی باهاشون چه طور رفتار کنی. در کل کمی کارهات به پسرها میبره ولی خوب اخلاق دخترونه ات هم کم نیست ___________________________________________________________ در کنار بچه های فامیل راحت بودی باهاشون خوب ارتباط برقرار میکردی   ***********************************************************************  با پانته آ جون هم در کنار دریا بهت خوش گذشت ...
21 فروردين 1392